مولانا

همچو  آن   زن  کو جماع  خر  بدید            گفت: اوه!  بر  چنین  فعل  فرید

گر جماع این است بردند این خران            بر کس ما می ریند این شوهران

نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 12:23 توسط پلیکان|

سهراب ميگفت :

تا شقايق هست

زندگي بايد كرد

من ميگم:

تا شقايق جون هست

بايد اونو كرد

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 22:22 توسط پلیکان|

حیله گر کوچک ِ من

این دفعه را کور خواندی

جایی خوابیدی که آب می رود زیرت!

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 18:9 توسط پلیکان|

تمام بچه هایم را می بلعم

هربار با پاشیدن اش بر دهانم

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 18:9 توسط پلیکان|

می رویم تا تن های ناراحتمان پا در میان شوند

برای رفع ِ این کدورت.

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 18:8 توسط پلیکان|

عزیز دلم

هروقت کنار منی

نیمرخ ات مانند قایق هایی می شود

که بادبان برافراشته اند

برای پیشروی!

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 18:7 توسط پلیکان|

ایرج میرزا

بیا گویم برایت داستانی
كه تا تأثیر چادر را بدانی

در ایامی كه صاف و ساده بودم
دم كریاسِ در استاده بودم

زنی بگذشت از آنجا با خش و فش
مرا عرق النسا آمد به جنبش

ز زیر پیچه دیدم غبغبش را
كمی از چانه قدری از لبش را

چنان كز گوشه ابر سیه فام
كند یك قطعه از مّه عرض اندام


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 12:39 توسط پلیکان|

خدایا شوهر بچه هامونو زیاد کن!

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 21:8 توسط پلیکان|

یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو، هر دو جنبانند               اما این کجا و آن کجا

نوعروسان در حجله و جنگجویان در کارزار، هر دو خونینند         اما این کجا و آن کجا

بند تنبان فاطی و کرست زی‌زی خانوم، هر دو چسبانند           اما این کجا و آن کجا

نیزه‌داران در مصاف و بیضه‌داران در لحاف، هر دو در رزمند         اما این کجا و آن کجا

قمه زن قاشی به سر وقاش و دختر در زفاف، هر دو خونیند      اما این کجا و آن کجا

خشت‌سازان در بیابان، عشق‌بازان در اتاق، هر دو می‌مالند      اما این کجا و آن کجا

سینه‌بند یار ما و بیضه‌بند مش رجب، هر دو چسبانند             اما این کجا و آن کجا

چرخ و دنده زیر ماشین، مرد و زن زیر لحاف، هر دو درگیرند        اما این کجا و آن کجا

سینه لرزان یار و نقطه‌ای در شهر لار، هر دو لرزانند               اما این کجا و آن کجا

خال محرومان سیاه و خایه رستم سیاه، هر دو کون سوزند      اما این کجا و آن کجا

بوسه‌های دلبر و نقل و نبات و باقلوا، هر دو شیرینند              اما این کجا و آن کجا

مرده‌ای در آب غسل و دختری در آب حوض، هر دو عریانند       اما این کجا و آن کجا

کله صاف رحیم و سینه صاف مهین، هر دو گرد و بی مویند      اما این کجا و آن کجا

دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه، هر دو جانسوزند          اما این کجا و آن کجا

پیرزن در زیر بار و دخترک در زیر یار، هر دو نالانند                    اما این کجا و آن کجا

چکمه خانم شهین و چکمه شمر لعین، هر دو از چرمند          اما این کجا و آن کجا

دختر دروازه غار و دختر دریا کنار، هر دو عریانند                      اما این کجا و آن کجا
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 19:10 توسط پلیکان|


آخرين مطالب
» گر جماع این است بردند این خران
» شقايق
» تمامی مردان نقض ِ این مثل قدیمی ان
» تمام بچه هایم را می بلعم
» پا در میانی
» پیشروی
» چادر
» خدایا شوهر بچه هامونو زیاد کن!
» مرده‌ای در آب غسل و دختری در آب حوض
Design By : Pars Skin